ماهان عشق بابا و مامانماهان عشق بابا و مامان، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

ماهان نفسی

مامان دیونه وار دوستداره

عزیزم این عکسم ساعت 1.30 شب خاله فاطمه جلوی در خونه گرفته اخه شب دوست خوبم مژگان مهمون خونه بود وچون  خواب نداشتن هوس قلیون کردن منم چون نمیزارم کسی تو خونه از این کارا بکنه فرستادم جلوی در نشیتن اخه جلوی درمونم خیلی با صفاست فضا کاملا سبزهو منم که شمارو اوردم هوا بخورید اخه خواب نداشتی وخاله این عکسو گرفت حیفم امد نزارم ببین چه عاشقانه افتاده عاشقتم مامان دیونه وار دوستدارم ...
2 خرداد 1391

ماهان بقل بابا پشت رول خوابش برده

الهی مامان دورت بگرده از خانه عزیز بر میگشتیم تو بقل بابا پشت رول خوابت برده بود دستت تو دهنت بود خیلی با حال بود من سریع مثل شکار لحظه ها عکس ازت گرفتم تا عکس رو از گرفتم چشاتو باز کردی و دستتو از دهنت در اوردی و بازم خوابیدی الهی مامان دورت بگرده که روز به روز دلبر تر میشی ببین چه دلبری ...
24 ارديبهشت 1391

ماهان ولباس زرد

سلام عشق مامان نمیدونی مامان چقدر دیوانه وار دوستداره اخه عشق مامان خودت میدونی چرا اینجوری دارم ابراز علاقه میکنم اخه میدونی مامان حسابی مریض شده هواشو خیلی داری مثلا اصلا الکی گریه نمیکنی اصلا دلت نمیخواد مامان بقلت کنه بهونه نمیگیری وقتی مامان کنارت دراز میکشه و چشاشو میبنده تو فقط نگاه میکنی و وقتی مامان چشاشو باز میکنه میبینه که فرشته کوچولوش غرق خوابه الهی مامان دورت بگرده شب که بابایی از سرکار امد به مامانی هدیه روزمادر ٢٠٠ تومان پول داد وگفت این هدیه از طرف من وماهانه و برو هر چی دلت میخواد بخر و من بهش گفتم دستت درد نکنه ماهان هدیشو امروز به من داده امروز خوب هوای مامانشو داشت از مامانش پرستاری کرده وبابایی حسابی ماچت کرد ومنم...
23 ارديبهشت 1391

روز مادر

                                          تقدیم به همه مادرای دنیا   . . . . . . آسمان را گفتم : می توانی آیا بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه روح مادر گردی ؟ صاحب رفعت دیگر گردی ؟ گفت نی نی هرگز !!! من برای این کار کهکشان کم دارم نوریان کم دارم مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم ! … خاک را پرسیدم : می توانی آیا دل مادر گردی ؟ آسمانی شوی و خرمن اختر گردی ؟ گفت نی نی هرگز ! من برای این کار بوستان کم دارم در دلم گنج نهان کم دا...
23 ارديبهشت 1391

ماهان و عکسای خنده دار

سلام نفسی میدونم که خودت خوب میدونی چرا مامانی چند وقتی نیومده وب شمارو اپ کنه اخه گل پسرم حسابی مریض شده بودی هنوزم خوب خوب نشدی تا به این سن که رسیدی تا به حال اینجوری مریض نشده بودی ولی خوب منو بابایی همش دعا میکردیم مریضیت بیفته به جون ما تا تو زود خوب بشی اخه شنیدم اگه سرما خوردگی رو به کسی منتقل کنی زود خوب میشی منو بابایی هم کارمون شده بود از لبای ابدارت ماچ کردن تا اینکه سرما خوردگیتو به مامانی منقل کردی حسابی زمین گیرم کردی همینطوری ازدماغ و دهنو چشو لبو لوچس که اب اویزون میشه ولی خوب شما بهتر شدید ولی خودمونیما چه سرما خوردگی خوردم انقدر حالمو بد کرده که نگو ولی باز با این حال امدم تا وب گل پسرم که مامانای عزیز ازم خواستن اپش کنم ...
22 ارديبهشت 1391

ماهان عصبی

پسرم عزیزم نمیدونم با این کارت میخوای چی به مامان وبابا بفهمونی ولی هر کاری که هست خیلی خطرناکه اخرم زدی دماغ خشگلتو زخم کردی ببین مثلا جق جقه که دستت باشه یه دفعه شروع میکنی محکم تکون دادن و با صدای بلند جیغ زدن و دیشب هم همینکارو کردی تا امدم جق جقه رو از دستت بگیرم محکم کوبیدی رو دماغت ببین چه زخمی کردی ولی اصلا هم دردت نمیاد چون هیچ گریه ای نکردی الهی مامان فدای دماغ خشگلت بشه   ...
22 ارديبهشت 1391

ماهان و اولین ارایشگاه

پسرم عزیزم نفس مامان بزرگ شدی ماشالله هزار اله اکبر خدایا شکرت چقدر به خودم میبالم که خدا منو انقدر دوستداشته که تو گل پسرو به من داده عزیزم الان که هوا رو به گرماست شما هم که خیلی گرمایی هستی و چون موهات خیلی بلند شده بود و همینطور زیر کولر هم عرق میکردی بابایی امروز برد پیش دوستش عمو میثم موهاتو کوتاه کرد انقدر ناز شدی دوستدارم بخورمت این موهای گل پسر قبل از کوتاهی اینجا تو بقل بابا سر پایی عمو میثم موهاتو کوتاه میکنه اینجا بعد از کوتاهی موهات امدی تو ماشین پیش مامانی ببین چه ناز شدی     عزیزم بقیه عکسای تو ارایشگاه ...
22 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ماهان نفسی می باشد